گاه نوشت های من

خرید بک لینک
من بابت اینکه بابا بیشتر از این آب روغن قاطی نکنه و اخلاق شخمیش ، شخمی تر نشه و علاوه بر من به بقیه هم نرینه، باید ازش بابت اشتباهی که اون کرده، معذرت خواهی کنم !! بعدم مامان میگه این ینی احترام ! منم گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

پست تموم شد . به خوبی .

م-پ رفت از گروه

خواب آقای الفو دیدم دوباره . کاش نمیدیدم .

یه روسری خریدم امشب ! یه مانتو سرمه ای شمال خریدم . یه تاپ لی ام داداش خرید برام . کتونی سفید ام بلخرهههه خریدم !!! هورااا

فردا میرم برا کمک که چیزایی که مردم دادنو جم و جور کنیم بسته بندی کنیم بفرستیم لرستان ایشالا

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

سعدی خیلی قشنگ نوشته :

اگرچه دل به کسی داد، جان ماست هنوز ...

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

این حال دوباره ی مزخرف .

اینکهمیدونم نمیشه و نیست و اگرم هست دلش با یکی دیگس . ولی بازم دلم براش تنگه . بازم حالم خرابه

اینجاس که شاعر میگه اگر برای ابد هوای دیدن تو نیوفتد از سر من چهکنم ؟

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

دلم از نرگس بیمار تو بیمار تر است ...

پ.ن : خدایا کمکم کن آقای الفو رها کنم کامل

پ.ن : آقای میم ، بدجور غیر عادی هستی :)

پ.ن : من تا وقتی ذهنم درگیر یه نفر دیگس ، نمیتونم با آدم دیگه ای باشم

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

آقای میم ، اومدی مث نور رد شدی. درسته خودم گفتم برو ولی دچار کردی و رفتی . دیشبدیگه خیلی دلم برات تنگ شد . تشکر بهونه بود . اومدم باهات حرف بزنم دلم آروم شه . نمیدونم چرا دیگه به رو خودش نمیاره ... غز گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

دخترا با گوششون عاشق میشن و پسرا با چشمشون ...و تو ، آقای میم ، به شدت اینو میدونی و بلدی منو چجوری مسخ کنی ! اینکه راجع به غر زدنم اونجوری نوشتی ، حس کردم تا آخر عمرم دلم میخاد پیشت بشینم و غر بزنم گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

دیشب این موقع به قدری حالم بد بود که فقط توان گریه کردن داشتم !دیشب از موقعی که رسیدم حالم خوب بود . خیلی خوب بودم کلی ام با ش.ش خندیدم !! بعد کم کم بقیه اومدن . بعد خواهر آقای الف اومد . همش منتظر بو گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

یسری از فیلمای اون شبو دیدم دیروز . هر چی نگاه کردم همش آقای الف سرش پایین بود . یا بقیه رو دید ولی مطمئنم منو ندید !!! ینی توهم زدم ؟! ینی بازم نمیدونه ؟ محاله به خدا !!دارم دیگه دیوونه میشم :/ از کا گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 84 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

نمیدونم چرا اصلا حوصله آپدیت کردن ندارم ..به هر حال . اومدم بنویسم یسری چیزارو 20 واحد پاس شد دست و جیغ و هوراااا :))آقای میم بلاک شد از صد ناحیه . عمو ب یه چیزایی بهم گفت و یه چیزایی تعریف کرد که واا گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 79 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

صفحه بندی